سيد محمد كمره اى

221

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

از قرار يكصد و بيست و دو الى بيست و هفت ، ارباب گفت از براى دولت خريده‌ام و در مجلس است . چند مرتبه گفته‌ام ، هيچ يادشان نيست . هشتاد خروار و كسرى گندم يك جاى ديگر خريده بودم ، هفده خروار او را دولت حواله داد . شصت و سه خروار او را سه حواله شصت و سه خروارى ماليه فرستاد . هركدام علىحده علىحده كه من بدهم . چون دو كرور اعتبار به من دولت داد به جهت خريد اجناس . هيچ ملتفت نيست كه من اين سه حواله را مىتوانم به خرج بياورم . برنج براى برادران و نزاع لفظى واقعا مطالبى ذكر شد كه عقل انسان مات مىشود . بعد مذاكره نمودند كه برنج مجلس را خوب است از صمصام به حواله فهيم الملك براى برادران « 1 » حواله بگيريم كه به قيمت خريدارى واگذار نمايد و آن برنج را بين برادرانى كه ندارند داده شود . بعد به بنده اظهار نمودند . بنده از شدت اوقات‌تلخى كه داشتم گفتم اين چه فكر شخصى موقتى است ؟ ماها كه منتها آمال عملى خودمان را رسيدن به اين برنج قرار دهيم لابد ده روز ديگر بايد از گرسنگى بميريم ؛ زودتر بهتر ، ما وقتى كه فكر شخصى خودمان باشيم با قمار الدوله ، دبير الملك ، صمصام و غيره ولد الزناهاى مملكت چه تفاوت داريم ؟ بايد يك فكر اساسى نمود كه فكر باشد . قدرى فروغى تنقيد از من در باب اساسى نمود ، اما نيتش مخالف نبود ، ايراد و نزاع لفظى بود . من هم به واسطه اينكه از شدت اوقات‌تلخى ، ولد الزنا گفته بودم باطنا خجل ، اما چه كنم كه انسان ، مسئول در حال اختيار است ، در صورتى كه از حال طبيعى خارج باشد حقيقتا مسئول نيست ، اما شرمسار است . پس‌انداز شاه در بانك فرانسه بعد بيرون آمده با ذكاء مشغول صحبت ، اظهار داشت كه شاه هشت ميليون فرانك وقتى كه فرانك يكهزار و صد دينار بود خريدارى نمود و تحويل بانك فرانسه داده . سابق هم شنيده بودم كه مبلغى وجوه به توسط ائرپلان و نفائيس حمل به لندن نموده . ساعت چهار از شب به منزل رسيده نان و پنير و سركه‌شيره خورده خوابيدم .

--> ( 1 ) . منظور از برادران ، اعضاى لژ بيدارى ايران است .